تبليغاتX

عشق یعنی باختن

عشق یعنی باختن


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت 9:52 موضوع عاشق شدن تاوان داره و همه باید این تاوان را پس بدن | لينک ثابت


 

این بود فرزند بی گناه خداوند که به خاطر گناهان انسانهای

گناهکار فدا شد.


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 18:21 موضوع | لينک ثابت


عکس دانیال 2

 

 


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در شنبه یازدهم فروردین 1386 ساعت 20:43 موضوع | لينک ثابت


زمستان

در فصل زیبایی همان رازی است که تو به دنبال او می گردی!!!

                                       


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 22:48 موضوع | لينک ثابت


عکس دانیال3

برای تو که بهترینی


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در پنجشنبه نهم فروردین 1386 ساعت 19:53 موضوع | لينک ثابت


نامه ای از اعماق آب

   

نامه ای از اعماق آب

گر یار منی

یاری ام ده تا از تو دور شوم

گرَم عزیزی

یاری ده مرا کز تو دور شوم

حاشا که عاشق می شدم

خطر عشق اگر نمایان بود

دریا را عمق

گر می دانستم

حاشا اگر سویش روانه می شدم

شوق تو دارم

مرا بیاموز کم شوقی نباشد

بیاموزم

ریشه از بُن برکندن ِ عشق تو چون است

بیاموزم

چگونه می میرد اشک در باغان

بیاموزم که دل چگونه می میرد

و شوق ها جان می بازند

پیامبری می بودی تو اگر

مرا از این طلسم رها می توانستی کرد،

از این کفر

عشق ات چون کفراست

توانت اگر هست

مرا بِرَهان از این دریا

که من شنا کردن نمی دانم

موج آبی چشمانت

می کشاندم به اعماق

آبی ...

هیچ چیزی چونان "آبی" نیست

آبی

آبی

و در عشق نآموخته ام من

و زورقی نیست مرا

اگر برای تو بهترین بودم

بخواه از دستانم

که من سر تا به پا عاشقم

من به زیر آب نفس می کشم

غرقه می گردم

غرقه

غرقه

     


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 17:16 موضوع | لينک ثابت


0611

    

 

ببین!

ویران شده ام.

بر باد رفته ام.

از پای تا به سر در عشق غرقم.

دیگر حتی نمی دانم که آیا

زنده ام یا نه؟

چیزی می خورم یا نه؟

نفسی بر می آورم یا نه؟

سخنی می گویم یا نه؟

تنها می دانم که دوستت دارم.


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 17:17 موضوع | لينک ثابت


زمانی که عاشق شدم تنها ماندم!

                              

                                        


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 9:13 موضوع عاشق شدن تاوان داره و همه باید این تاوان را پس بدن | لينک ثابت


عشق من 1

 

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد

                           در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد

آتش عشق چنان از زندگی سیرم کرد

                           آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد


 

نوشته شده توسط دانیال قنبری در شنبه چهارم فروردین 1386 ساعت 9:37 موضوع عاشق شدن تاوان داره و همه باید این تاوان را پس بدن | لينک ثابت






Powered by WebGozar

example:

پيشنهاد اين سايت به دوستان

نام شما

ايميل شما
نام دوست شما
ايميل دوست شما